تبليغاتX
کلبه ابی من
شب قدر
 

 

امشب تمام آینه ها را صدا کنید .

گاه اجابت است رو به سوی خدا کنید .

 ای دوستان آبرودار در نزد حق ,

در نیمه شب قدر مرا دعا کنید

التماس دعا

/ نوشته شده توسط نانی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 8:43 |
رمضان

الهی و ربی من لی غیرک، یا حی قبل کل حی، یا حی بعد کل حی ....

ای بزرگ پادشاه هستی ...

ای خالق آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست و هر چه در زیر زمین است ...

ای که به تدبیر تو ابرها به هر جا که تو خواهی گسیل داده می شوند ....

ای که اگر  کل درختهای دنیا قلم شوند و اگر همه دریاها مرکب شوند کلمات تو را نمی توانند بنویسند ...

ای که اگر جلال و شکوه تو بر کوهها تجلی یابد همانا از عظمت تو خاکستر شوند ....

ای که برگی نیفتد مگر به خواست تو ....

ای که بر گرد تخت تو فرشتگان به تسبیح مشغولند ....

ای خالق شب و روز ....

ای که شب بندگان را می میرانی و هر که را خواهی روحش را به آسمانها بر می گیری و هر که را خواهی روحش  را به بدنش بر می گردانی ....

ای خالق آدم و نوح و ابراهیم ...

ای خالق موسی و عیسی ...

ای خالق احمد ....

ای دارنده اسماء نیکو ...

و ای رب العرش العظیم ...

لحظه ای مرا به لفظ بنده صدا کن تا از شوق بمیرم.

 

 

/ نوشته شده توسط نانی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 6:27 |
خدایا کفر نمی‌گویم،

 

خدایا کفر نمی گویم

پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگردر روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

 

/ نوشته شده توسط نانی در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 13:34 |